نقاشی طهران اثر حمید رضا سلیمانی

طهران

برف مانند یک جادوی سفید است که با هر دانه‌ای که روی زمین می‌نشیند، زشتی‌ها و نازیبایی‌ها را به آرامی می‌پوشاند. این پوشش نرم و سفید، همه چیز را به زیبایی و همگونی می‌رساند، حتی اگر زیر آن چیزی غیر از این باشد. برف با هر تکه‌ای که روی درختان، خانه‌ها و خیابان‌ها می‌افتد، نقاب خالص و پاکی از طبیعت بر آن‌ها می‌کشد، انگار که تمام ناپاکی‌ها را با خود می‌برد.

با این جادو، دیوارهای کهنه و زنگ‌زده به نمایشگاهی از سفیدی تبدیل می‌شوند، و زمین‌های خاکی و نازیبا به سطحی درخشان و جذاب مبدل می‌گردند. برف به شکلی خیره‌کننده همه چیز را یکدست و زیبا می‌کند، تا جایی که حتی اشیا و مکان‌هایی که به نظر می‌رسید از نظر زیبایی چیزی برای ارائه ندارند، در زیر این پوشش سفید شکوه و جلوه‌ای تازه پیدا می‌کنند.

این تغییرات ناگهانی و چشمگیر، نوعی احساس آرامش و شادی به همراه دارد. در چنین صبح‌های زمستانی، می‌توان در خیابان‌های پوشیده از برف قدم زد و از این زیبایی بی‌نظیر و موقتی لذت برد. برف، به طرز بی‌نقصی نشان‌دهنده توانایی طبیعت در خلق زیبایی و شگفتی است، حتی در ساده‌ترین و ناآشناترین اشیا.